السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
237
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
ولى متأسفانه بر خلاف مضمون اين روايتها ، كلمات هفتگانه نه تنها وسيله گشايش مسلمانان و به نفع و صلاح آنان نگرديد بلكه در ميان آنها اختلاف و دودستگى ايجاد نمود تا جايى كه عدهاى از مسلمانان عدهء ديگر را تكفير نمودند و عثمان مجبور شد كه قرائت را به يك حرف منحصر سازد و ساير قرآنها را كه وسيلهء اختلاف در ميان مسلمانان بود ، بسوزاند . از اين بحث به طور خلاصه مىتوان نتايج زير را به دست آورد : 1 - اختلاف در قرائت قرآن نقمت و بلايى براى امت اسلامى بوده است كه در زمان عثمان ظاهر گرديد . ( 1 ) - بنابراين ، چگونه مىتوان گفت كه پيامبر از خداوند چيزى را درخواست نمود كه بلا و وسيلهء فساد و اختلاف در ميان امت بود و چگونه خداوند به چنين درخواست و تقاضا جواب مثبت داده است ؟ در صورتى كه در روايات فراوان اختلاف و دودستگى ، وسيلهء هلاكت و بدبختى امت معرفى شده و از آن شديدا نهى شده است و در بعضى روايات نيز آمده است كه وقتى در محضر رسول خدا صحبت از اختلاف قرائت به ميان آمد ، رنگش متغير و صورتش سرخ گرديد كه قسمتى از اين روايات را قبلا آورديم و قسمت ديگر را بعدا ذكر خواهيم نمود . 2 - مضمون روايتهاى گذشته اين بود كه پيامبر ( ص ) در مقام درخواست حروف هفتگانه گفته است كه پيروان من توانايى ندارند تنها با يك حرف و كلمه قرآن را بخوانند . در صورتى كه اين مطلب دروغ محض و كذب صريح است و نسبت دادن آن به پيامبر معقول نيست زيرا ما مىبينيم كه مسلمانان پس از دوران عثمان با آن همه اختلاف نژاد و زبان كه دارا بودند ، توانستند قرآن را به يك گونه بخوانند . بنابراين چگونه مىتوان ادعا نمود كه در زمان خود پيامبر با اين كه پيروان او و مسلمانان از عربهاى فصيح تشكيل مىشدند ، يك نوع قرائت براى آنان مشكل و سخت بود ؟ 3 - از روايات گذشته چنين بر مىآيد ؛ همان اختلافى كه عثمان را واداشت تا قرآن را به قرائت واحد منحصر نمايد ، در حال حيات خود پيغمبر ( ص ) نيز اتفاق مىافتاد ولى رسول خدا هر قارى را در قرائت خود تثبيت و تأييد مىنمود و به مسلمانان اعلام مىداشت كه اين گونه اختلافات رحمت و نعمت است . در صورت صحت اين روايات ، عثمان و پيروان وى چه مجوزى داشتند كه اين اختلافات را بر طرف سازند و اين در رحمت را به روى مسلمانان ببندند ؟ ! مسلمانان نيز بر اساس چه مجوزى گفتار رسول خدا را كنار گذاشته و گفتار عثمان را به مورد عمل و اجرا گذاشتند ؟ ! آيا